سپاه نیوز: سردار رمضان شریف تاکید کرد: مواضع رسمی سپاه پاسداران تنها ازسوی فرماندهی کل، نماینده ولی فقیه و روابط عمومی سپاه اعلام خواهد شد.
به گزارش سپاه نیوز به نقل از فارس؛ سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی و انتشارات سپاه پاسداران پیرامون سخنان و مواضع فرماندهان و ردههای مختلف سپاه در رسانهها به عنوان مواضع سپاه پاسداران، گفت: بر اساس ضوابط و دستورالعملهای جاری در نیروهای مسلح و سیاستهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنها آنچه توسط فرماندهی محترم کل و نماینده محترم ولی فقیه و نیز روابط عمومی کل سپاه در قالب بیانیه، خبر، مصاحبه، گزارش و دیگر فرآوردههای رسانهای مطرح و منتشر میشود، دیدگاهها و مواضع رسمی این نهاد خواهد بود.
سردار شریف افزود: بر این اساس آنچه در خلال سخنرانیها و گفتمان رسانهای سایر فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران پیرامون موضوعات و مسائل مخلتف مطرح میشود، الزاما مواضع رسمی سازمان تلقی نمیشود.
وی پایگاه اطلاعرسانی سپاهنیوز (به آدرس www.sepahnews.com) را به عنوان مرجع خبری رسمی سپاه معرفی و تصریح کرد: بدیهی است آنچه از طریق این سایت منتشر و در سطح افکار عمومی مطرح میشود، عموما بیانگر سیاستها، خط مشیها و دیدگاههای سپاه در عرصهها و زمینههای گوناگون خواهد بود.
مسئول روابط عمومی و انتشارات سپاه خاطرنشان کرد: البته فرماندهان نیروها و مسئولین سازمانها و ردههایی که احکام مسئولیت آنان از سوی مقام رهبری و فرماندهی معظم کل قوا صادر شده است نیز در چارچوب مأموریتهای محوله، از طریق رسانهها به ارائه اخبار، مسائل و گزارشهای عملکرد رده مربوطه میپردازند.
سردار شریف در پایان از اصحاب رسانه خواست تا از دامن زدن به برخی موضوعات که در شمار مواضع و دیدگاههای رسمی سپاه محسوب نشده و چه بسا ممکن است منجر به سوء استفاده دشمن و تشویش افکار عمومی شود، خودداری کنند.
سپاه نیوز:معاون ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه ملت ایران در 12 فروردین 58 زنگ هشدار را برای نظام سلطه به صدا درآورد، گفت: 12 فروردین فرصت مناسبی برای بازخوانی دستاوردهای داخلی و بین المللی نظام جمهوری اسلامی ایران است.
در آینده ممکن است افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمره خونها و شهادتها و ایثارها چه شد.
اینها یقینا از عوالم غیب و از فلسفه شهادت بیخبرند و نمی دانند کسی که فقط برای رضای خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگی نهاده است حوادث زمان به جاودانگی و بقا و جایگاه رفیع آن لطمه ای وارد نمی سازد و ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است و خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست، و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.
خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند! خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه اند و نیازمند به مشعل شهادت، تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می کنم و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند! آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت و فردا امتحان دیگری است که پیش می آید و همه ما نیز روز محاسبه بزرگتری را در پیش رو داریم.
آنهایی که در این چند سال مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید.
که من مجددا به همه مردم و مسئولین عرض می کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند، و نگذارند این مدعیان بی هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه ها برگردند. من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.
سپاه نیوز:سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیهای با گرامیداشت 12 فروردین ماه تاکید کرد: مردم سالاری دینی به عنوان یکی از عالیترین و شکوهمندترین دستاوردهای انقلاب و نظام امروز تجربه ارزشمندی را فراروی بشریت قرار داده است.
ملت ایران در میدانهاى گوناگون، کمک الهى را، حمایت الهى را لمس کرده است، حس کرده است؛ وقتى توى صحنه است، وقتى آمادهى مجاهدت است؛ در جنگ تحمیلى یک جور، در قضایاى گوناگون یک جور، در تحرکات سیاسى و در فتنهها یک جور. در همین فتنهى سال 88 دست قدرت الهى بود؛ مردم بیدار شدند، مردم وارد صحنه شدند و یک حرکت عظیم را خنثى کردند.
هنوز خیلى جا وجود دارد براى تحلیل و تبیین و روشن کردن زوایا و ابعاد این فتنهاى که دشمن طراحى کرده بود. دشمن محاسبات خیلى دقیقى کرده بود؛ منتها خوب، محاسباتش غلط از آب درآمد؛ ملت ایران را نشناخته بود. دشمن در پشت صحنه، همهى چیزها را مشاهده کرده بود. این کسانى که شما بهشان میگوئید سران فتنه، کسانى بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستى انسان بازیچهى دشمن شود؛ باید فوراً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتى کرده است، وسط کار وقتى فهمید، بلافاصله بایستى راه را عوض کند. خوب، نکردند. عامل اصلى دیگرانى بودند که طراحى کرده بودند، به خیال خودشان محاسبه کرده بودند. به گمان آنها بساط جمهورى اسلامى بنا بود جمع شود؛ نه فقط حقیقت دین، حتّى شعارهاى دینى هم باقى نمانَد؛ برنامه این بود. طراحى این بود که اگر توانستند قاعدهى دولت را به شکل مطلوبِ خودشان بچینند، که بعد از آن، راه حرکتشان روشن بود که چه کار میکردند؛ اگر هم قاعدهى حکومت و دولت طبق میل آنها چیده نشد و برایشان ممکن نشد، کشور را به آشوب بکشانند؛ با خیال خودشان - من یک وقتى گفتم - کاریکاتور انقلاب اسلامى را درست کنند؛ مثل سایههائى که حرکت یک قهرمان را تقلید میکنند، اداى قهرمانها را، اداى انقلاب را در بیاورند؛ برنامهشان این بود. ملت ایران توى دهن اینها زد و بساط اینها را جمع کرد.
امروز انقلاب، جمهورى اسلامى، ملت ایران، خط صحیح دین در این کشور، از پیش از قضایاى سال گذشته بمراتب قوىتر است، روشنتر است. علت همین است: خداى متعال هر امتحانى که میکند، یک نمره میدهد. وقتى در یک امتحانى، یک کسى، یک جمعیتى، یک ملتى قبول شدند، خداى متعال به اینها نمره میدهد؛ نمره این است که اینها را بالا مىآورد. امتحانهاى الهى اینجورى است. همین طور که اگر در امتحان بد عمل کنیم و امتحان را ببازیم، خداى متعال نمرهى مردودى میدهد و آن مردودى عبارت است از تنزل و انحطاط - انسان از آنى که بود، بدتر میشود - در قبولى هم همین جور است؛ ملتها را بالا میبرد.
در یک دورهاى مردم در یک امتحانى شکست خوردند، امیرالمؤمنین را در محراب عبادت به خون کشیدند. خوب، امتحان بدى بود. چرا باید وضع جامعهاى به آنجا برسد که کسى مثل آن مجسمهى عدالت و معنویت و توحید، به دست اشقىالنّاس به خون کشیده شود؟ این نشاندهندهى امتحان بدى بود که مردم دادند. وقتى این امتحان را دادند، مردود شدند؛ لذا خدا اینها را پائین آورد؛ کارشان به آنجا رسید که حسینبنعلى را جلوى چشم آنها کشتند!
وقتى امتحانِ خوب بدهید، خدا شما را بالا میبرد. امروز خط اسلام، خط ایمان باللَّه، خط انقلاب در کشور و در میان ملت، خیلى قوىتر، پررنگتر و بالاتر است از آنچه که قبل از این فتنه بود. چرا؟ چون مردم، خوب امتحان دادند. این، نمرهى الهى است. این شد براى ما دستورالعمل. در همهى قضایا باید اینجورى عمل کرد. باید درست دید، درست سنجید، درست محاسبه کرد. مواظب باشیم در تشخیص اشتباه نکنیم؛ قضایاى اصلى را با قضایاى فرعى جابهجا نکنیم؛ چیزهاى بزرگ، حوادث بزرگ و مهم را کوچک نبینیم و در مقابل، حوادث کوچک را بزرگ بینگاریم؛ باید درست تشخیص بدهیم. این قدم اول. بعد هم احساس مسئولیت کنیم. یک ملت زنده، حیات طیبهاش این است. حیات طیبهاى که خداى متعال به مؤمنین وعده داده است - «و لنحیینّه حیاة طیّبة»(2) - یعنى این؛ یعنى همین طور روزبهروز در امتحانهاى گوناگون، حرکت کردن و پیش رفتن. آن کسانى که در خلال این راه از دنیا میروند، به لقاء الهى میرسند، مراتب بالاى سعادت را دارند؛ آن کسانى هم که میمانند، همین طور در دنیا هى پیشرفت معنوى و مادى میکنند. پیشرفت مادى هم هست.
بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام 19 دی (۱۳۸۹/۱۰/۱۹ )
اما تعجبم از این است که نم اشکهایم که چرا کویر خالی چشمانم را سیراب نمی کند.
مولای من !
برهوت چشمانم خیره به قاب عکسی خالی مانده است قاب عکسی که هزاران عکس ناشناس درخود می بیند و آنها را نمی شناسد نگاهم به قابی مانده که چهارچوبش در حصار موریانه هایی مانده که از سر گرسنگی دل به قاب عکسی خالی خوش کردند.
مولای من !
دستهایم عجیب خالی است و نگاههایم منتظر ، منتظر یک جرقه و یا آذرخش ،فرقی نمی کند همین که مرا به خود آورد کافی است
مولا جان !
نگاهم بس طولانی شده و منتظر یک پلک زدنی است تا دوباره راه را بیابد و قدم در وادی سرگردانی نگذارد، نگاهم منتظر یک لبخندی است تا در آن مهرباتی را به نظاره بنشیند نه لبخندی با طمع دنیا و ...
مولایم !
دستهایم خالی و لرزان است گویی دیگر هیچ نایی برای ماندن و برداشتن سنگهای در مسیر راه را ندارد
وای خدای من !!!
چه طولانی است راه زندگی و چه فراز و نشیبی دارد این دنیا !
نمی دانم چرا نگاهم به دستهایم خیره مانده شاید این بار انتظار از دستهای ناتوانم را دارد .
مولایم ! مرا شرمنده نگاهم مکن که دستهایم عجیب خالی است و منتظر یک دست مهربان است تا صمیمانه امید را درآن بفشارد .
دستهایم را به سوی تو دراز کردم آقا جان ! وای بر من اگر دست رد بر سینه ام بزنی که اگر این بار نوبت قلب مجروحم برسد هیچ حرفی برای گفتن نخواهد ماند
هیچ ...
به امید ظهور نگاهت
به امید لبخند نگاهت
به امید ظهور پر برکتت در جمعه ای نزدیک ...
یا مهدی

آمدی با تجلیّ توحید
به زمین آوری شرافت را
ببری از میان این مردم
غفلت و کفر و جاهلیت را
ولی افسوس عدهای بودند
غرق در ظلمت و تباهیها
در حضور زلال تو حتی
پِیِ مال و مقام خواهیها
سالها در کنار تو اما
دلشان از تب تو عاری بود
چیزی از نور تو نفهمیدند
کار آنها سیاهکاری بود
در دل این اهالی ظلمت
کاش یک جلوه نور ایمان بود
بین دلهای سخت و سنگیِشان
اثری از رسوخ قرآن بود
چه به روز دل تو آورده
غفلت ناتمام این مردم
در دل تو قرار ماندن نیست
خستهای از مرام این مردم
آخرین روزها خودت دیدی
فتنهای سهمگین رقم میخورد
و شکوه سپاه پر شورت
باز با خدعهها به هم میخورد
پیش چشمان گریه پوشت باز
برق ظلم را علم کردند
ساحتت را به تهمت هذیان
چه وقیحانه متهم کردند
لحظههای وداع تو افسوس
دل نداده کسی به زمزمهات
یک جهان راز و یک جهان غم داشت
خنده گریهپوش فاطمهات
بعد تو در میان اصحابت
چه میآید به روز سیره تو
میروی و غریب تر از پیش
بین نامردمان عشیره تو
خوش به حال ستارگانی که
با طلوع تو رو سپید شدند
از تب فتنه در امان ماندند
در رکاب شما شهید شدند
میروی و در این غریبستان
بیتو دق میکنند سلمانها
دستهای علی و زخم طناب
وای از این ظاهراً مسلمانها
راه توحیدی ولایت را
همگی سد شدند بعد از تو
جز علی و فدائیان علی
همه مرتد شدند بعد از تو
حیف خورشید من به این زودی
حرفهایت ز یاد میرفت و ...
در کنار سقیفه ظلمت
هستی تو به باد میرفت و ...
شاهدی این همه مصیبت را
این غم و درد بینهایت را
آه اما کسی نمیشنود
غربت سرخ نالههایت را:
چه شده از بهشت روشن من
اینچنین بوی دود میآید
از افقهای چشم مهتابم
نالههایی کبود میآید
این همان کوثر است ای مردم
پس چه شد حرمت ذوی القربی
آه آیا درست میبینم
آتش و بال چادر زهرا
آه تنها سه روز بعد از من
اجر من را چه خوب ادا کردید!
بر سر یاس دامن یاسین
بین دیوار و در چه آوردید!
غربت تو هنوز هم جاریست
قصه تلخ خواب این مردم
منتظر در غروب بی یاریست
سالها آفتاب این مردم
شعر از: یوسف رحیمی
سپاه نیوز: سردار اسدی گفت: با منش امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، سردارانی مثل شهید احمد کاظمی تربیت می شوند.
